كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

656

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

اگر ميرزا الغ بيك اعلام ظفر اعلام تا اولنگ بسطام مىرسانيد شاهزادگان كرام عظام ميرزا علاء الدوله و ميرزا ابو القاسم بابر را به كلى مستأصل مىگردانيد و ايشان به ضرورت در ظل رايت و كنف رعايت ميرزا سلطان محمد به عراق مىرفتند و بعد از آن غالبا ايشان را كارى از پيش نمىرفت * . لكن يفعل اللّه ما يشاء . « 76 » القصه ميرزا عبد اللطيف چنان به سرعت بازگشت كه طبل و علم در منزل گذاشت و درين اثنا ، تبى محرق در بوتهء دل و كورهء سينهء او مشتعل شد و غمهاى جگرسوز و فكرتهاى محنت‌اندوز روى به او آورد و مزاج از اعتدال طبيعى عدول نمود و طبيعت از منهاج اصلى منحرف شد و سر عجز بر بالين ناتوانى نهاده از زيور صحت عاطل گشت و چون به حوالى نشابور رسيد ميل بلوك « 77 » بار كرد و هر روز بار خاطر و علت زيادت مىشد و با آن‌كه مرض در غايت صعوبت بود و اكثر اطبا تشخيص به دق مىكردند ، جمعى مفسدان پيش ميرزا الغ بيك چنان باز نمودند كه شاهزاده مطلقا مرض ندارد و تمارض مىكند و خيال استقلال دارد و ميرزا الغ بيك امرا به ولايت نشابور فرستاد تا شاهزاده را در محفه انداخته به مشهد پيش پدر بردند و ميرزا الغ بيك چون احوال پسر مشاهده كرد و ماه آسمان شهريارى را رهين محاق و قرين احتراق ديد دانست كه ارباب اغراض از باب صواب اغراض نموده‌اند و سخن سقيم در باب عرض مرض به عرض رسانيده سخنان خبيثان ناشنوده انگاشت و به طبيب حاذق و اشربهء موافق اشارت فرمود تا اسباب تنقيه و تصفيه ترتيب نمود و صبح صحت از مطلع مراد و افق اميد طلوع آغاز نهاد و قوت طبيعت غبار تغير از دامن مزاج افشاند و از حضيض اعتلال به اوج صحت و كمال اعتدال رساند و قلم سخن‌ساز داستان‌پرداز ، در آن ولا ، چند بيت ملمع در تهنيت صحت شاهزاده به نظم آورده بود . درين اثنا ، بعد از چند سال ، خاطر به ايراد آن اقبال نمود .

--> ( 76 ) . اين آيت نيست : در قرآن مجيد ( سورة البقرة 254 ) وَ لكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يُرِيدُ است يا ( آل عمران 35 ) : كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ . ( 77 ) . نام قريه‌اى است از مضافات نيشابور ( انجمن آراى ناصرى ) .